شعر و حرفهای عاشقانه جدید این ماه

  • 67 views
  • 20 جولای 2015
  • شعر

 

fu1660.jpg

شعر و حرفهای عاشقانه جدید این ماه
بلاتکلیفـــم

مـثل کتـاب فـراموش شــده ای

که روی نـیمکت یک پارک سـوت و کور بـادِ دیـوانه نـخوانده ورقش میـزند

هـــــر ورقـــــش

بــیت بــیت غــزلش

قـصــه ی غصــه ی مـن….

Naamira, [20.07.15 12:26]
تمــــام اکسیـــژنـهـای دُنـــیا را هَم

بیاورنــد

بــه کــــارَم نمی آیــد
مــــن پـُــر از هــــــوای تـــو أم

Naamira, [20.07.15 12:27]
بـه دلــم می گویـم ؛

آن یوســـفی که به کنعــانش برگشـــت استثنــا بود ..

تو غمت را بخـــور…!!!

Naamira, [20.07.15 12:29]
حالا که خواب رفته دلم بی صدا برو
آرام رد شو از من و بی اعتنا برو!

اینبار حرفهای دل من نگفتنیست
اینبار را نپرس چرا و کجا؟!…برو!

از نو تمام خاطره ها را مرور کن!
اصلا نیا به قلب من از ابتدا! برو!

اصلا خیال کن که دلت جای دیگریست
اصلا خیال کن که ندیدی مرا برو!

بعد از تو هیچ کس به دلم سر نمی زند
در را ببند پشت سرت، بی صدا برو…!!!

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:30]
لاک غلط گیر را برمی دارم و “تو” را از تمام خاطراتم پاک می کنم …

“تــــــو” غلط اضافیِ زندگیم بودی …

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:31]
خدایــــــــــــا..این قلب رو میبینے؟؟
همون قلبیه که خودت بهم هدیه دادے..
برای همه کــَس و همه چیز تپید،جز براے تو…
عاشق هرچیزی شد،جز عاشق تو…
دل هرکسی رو به دست آورد،جز دل تو..
خدایــــــا من این قلـــــب رو نمیخوام..
باهمون دستمال های خودت، گرد و خاکش رو پاک کن..من قلب “پــــــاك” میخوام؛ مث روز اول.

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:31]
یا کنج قفس یامرگ
این بخت کبوترهاست
دنیا پل باریکی
بین بد و بدترهاست

Naamira, [20.07.15 12:31]
ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺁﺷﻮﺏ ﺩﻟﻢ
ﺩﺭ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﯾﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺗﻨﺎﻭﺏ ﻓﺸﺎﺭ
ﻧﺒﺾ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
(❤️

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:31]
گویند غروب جایی است که آسمان زمین را می بوسد
من امروز غروب می کنم
کجایی ای آسمان من

Naamira, [20.07.15 12:32]
مَــــــــــن مــیــــــــــســـــازَم
بــا هَـــر دَردی….✘
☜ بـِجُــز نامَـــــــ✘ــــــــردی ..

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:32]
دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،
آهای جماعت…
میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟
شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

Naamira, [20.07.15 12:33]
بعضی ” آه ” ها را ،
هر چقدر هم که از ته دل بکشی :
باز هم سینه ات خالی نمیشود…
امروز سینه ی من پر از آن ” آه ” هاست!!

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:33]
ﺩﻟــــــــــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﺸــــــﮑﻨﺪ

“فریـــــادش”

ﺭﺍ ﻧﻤﯿـــــــﻔﻬﻤﯽ …

ﻭﻟﯽ……

“ﻧـــــــــﻔﺮﯾــﻧﺶ”

ﺑﻪ ﺯﻣﯿــــــــــــــنت ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯد…─

Naamira, [20.07.15 12:33]
سخت است هر روز عاشق تر
هر روز وابسته تر
هر شب بي قرار تر
و هر لحظه تشنه ي حضور كسي باشي كه ميداني براي تو ممنوع ترين ممنوع دنياست

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:34]
تنهایــــــــی من…
تقدیر ﻣــَـــﻦ نیـــس! ترجیـــــح منــــــــــه! ﻣــَـــﻦ نه عاشـــق
هستم!
و نــــه محتاج نگاهی كـــــــه بلغزد بر ﻣــَـــﻦ
من خــــودم هستم
و یک حس غریب… كـــــــه بــه
به صــــــــــــــــــد
عشــــــــــق و
هَـــــــــوس
می ارزد…!

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:34]
ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧﯽ
ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﺍﺯ ﭘﺸﺖِ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﻐﺾ
ﺳﺮﮎ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ
ﻭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ
ﺩﺭﭘﺸﺖِ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺑﺮ
ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﯿﺲ ﺍﺳﺖ !
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ..
ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﮑﻮﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ،
ﺑﯽ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﭘﺎﺳﺖ

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:35]
اگر ماه بودم، بهرجا که بودم

سراغ تو را از خدا می گرفتم

وگر سنگ بودم، بهرجا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی، به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

وگر سنگ بودی، بهرجا که بودم
مرا می شکستی، مرا می شکستی !

“فریدون مشیری”

Naamira, [20.07.15 12:35]
Οηιγ√
دلــــــــــم هیجاڹ میخواد

یہ چی مثڸ

♥️ مــــــــــرگــــــــــ♥️

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:36]
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﺳﻨﮓ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !
ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﻨﮓ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﺑﭽﯿﻨﯿﻢ …
ﮐﻪ ﺩﯾــــــــــــــﻮﺍﺭﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﮕﯿـــــــــــﺮﺩ …!
ﺑﯿﺎ ﻟﯽ ﻟﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺭﻓﺘﻨﯽ …
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:37]
تو بازی زندگی موقع یارکشی! چه خوبه آدم بگه: من وعشقم، شما همه…!!!

N.mlk☆شمین☆, [20.07.15 12:38]
ناله ی تیشه ی فرهاد چرا تلخی داشت؟؟…
او که دیگر همه ی زندگی اش شیرین بود…

Houshang Akbari, [20.07.15 12:46]
[Forwarded from Saeid …]
[ Photo ]

باران, [20.07.15 13:12]
[ Audio ]

Houshang Akbari, [20.07.15 13:19]
[Forwarded from Melika]
[ Photo ]

Naamira, [20.07.15 13:38]
من دلم پیش کسی نیست، خیالت راحت
منم و یک دل دیوانه ، خاطر خواهت
فکر من نیستی ، اما به خودت فکر بکن
بی تو من ثانیه ای تاب نیارم ، خودت فکربکن
میشود جز تو دلم پیش کسی گیر کند؟
نکند عقل تو را اینهمه درگیر کند ؟
بخدا اینهمه تحقیر شدن حقم نیست
خوار هم میشوم اما گل من ،حقم نیست
دست بردار،من از این فاصله ها میترسم
مشکلم حل نشد ازمساله ها میترسم
دست بردار ،بیا ،پای رسیدن دارم
با تو باید که در این جاده قدم بگذارم
دست بردار، بیا ،من که دلم را دادم
من که در هر نفسم عطر تو را جا دادم!
چشم از دوری تو تر بشود؟ حقش نیست
دلم از دست تو پرپر بشود ؟ حقش نیست

فاضل نظری

b☆h☆r, [20.07.15 13:47]
.

درکشورمن مردم به صحنه ی بوسیدن دوعاشق بانفرت بیشتری نگاه میکنن تابه صحنه ی اعدام یک انسان…
زندگی بااین مردمان دشواراست.
{دکترشریعتی

Hamed Karimi, [20.07.15 14:31]
[Forwarded from ✿↝.. みΘЗεУɳ ..↜✿]
[ Photo ]

Mehrnaz Mohtasham, [20.07.15 14:38]
جان ماکسول ميگويد ”
به خاطر بسپار ” …
زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.

زندگی ما با ” تولد” شروع نمی شود؛
با “تحول” آغاز میشود.
لازم نیست “بزرگ ” باشی تا “شروع کنی”،
شروع کن تا بزرگ شوی …

باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی بدان که روشنی…

Hamed Karimi, [20.07.15 14:47]
بيا توافقنامه امضا كنيم،

من رآكتور قلبم را به نامت ميكنم،

تو هم تحريم چشمانت را از من بردار …!

مخ زني هسته اي

Naamira, [20.07.15 15:30]
ﻫﻤﻪ ﺍﺧﻄﺎﺭﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ” ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ !

Naamira, [20.07.15 15:31]
تو هم مرا دوست داری ،
آنگونه که من تو را؟
پس چرا این شهر فقط یک دیوانه دارد؟

Naamira, [20.07.15 15:33]
یوسف در چاه افتاد و من در گروه شما…..
او عزیز مصر شد و من عزیز دل شما
والاااااااااااااااااااا
مگه دروغ میگم؟؟
اعتماد به نفس نيست كه لامصب …..

Naamira, [20.07.15 15:35]
خیره است چشم خانه به چشمان مات من
خالی است بیصدا و سکوتت حیات من
حق السکوت میطلبد از لبان تو
چشمان لا ابالی و لبهای لات من!

Naamira, [20.07.15 15:37]
روزگارم ترسناك است
همچو پيك اخر شراب
نميدانم مستم ميكند يا خراب

Naamira, [20.07.15 15:42]
زندگی اجبار است …. مرگ انتظار است….. عشق یک بار است ….. جدایی دشوار است …..
یاد تو تکرار است

Naamira, [20.07.15 15:45]
پرستویم چرا پرواز کردی
مرا با صد غصه و رنج رهسپار کردی
تو که بودی به من عمری وفادار
چرا بیگانگی اغاز کردی

Naamira, [20.07.15 15:46]
ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺑﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﯾﺎﺭﻡ ﺭﺍ
ﻧﺠُﺴﺘﻢ ﯾﺎﺭ ﻭ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺎﺭﻡ ﺭﺍ

Naamira, [20.07.15 15:48]
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او ، انتقام از من کشید آخر جدایی های او

Naamira, [20.07.15 15:50]
اینجا جاییست که پشت هر دوستت دارم هم نوشته است ساخت چین

Naamira, [20.07.15 15:51]
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

Naamira, [20.07.15 15:53]
روزی گذر عشق به ماتم افتاد

ماتم زده شد به حال ما غم افتاد

زان پس بشری به چهره ام خنده ندید

موها همه چون ریش و دندان افتاد

Naamira, [20.07.15 15:55]
بالاخره یک روز خوبم میاد!!!! ولی من شبش مردم

Naamira, [20.07.15 15:58]
کاش ادمها هم بشرط چاقو بودند…
قبل از راه دادن به حريمت…
يا از سرخي قلبشان مطمئن مي شدي…
يا دست کم از…
چشم سفيديشان…!